حمد الله مستوفي قزويني
561
تاريخ گزيده
خاندان برخاست و بيشتر اوقات احكام از قبل ديوان مغول رفتندى و تاكنون برين صورت است . [ 1 ] از خواص اين ولايت ، درهوين [ 2 ] كوه معدن گوگرد زرد و سپيد و چشمهء زاج [ سياه و زرد و سرخ است ] [ 3 ] و معدن مارقشيشا ذهبى بغايت خوب ، چنان كه بگداختن سبيكه مىشود و معدن آهن قرا بگينه و ميناست و بحدود بامداد [ 4 ] كوه سنگى است كه بدان نان و آش مىتوان پخت و از رايحهء آن جانوران مىگريزند ، و در مزرعهء مامير [ 5 ] از ولايت ما نرود در خاك قلعى مىباشد ، به شكل بلوط ، هر يك كما بيش دو مثقال و سوراخى درو . و در ولايت ما نرود ماريست كه به طرف دم نيز سرى دارد و هست كه نزديك هر سرى دو دست دارد و سياه گوش [ 6 ] از آن ولايت مىخيزد . و در ولايت لر كوچك سه رودخانه است : يكى آب سيلاخور [ 7 ] كه به دزپول مىرود و ديگرى رودخانهء خرمآباد كه به حويزه [ 8 ] مىرود و رودخانهء كژكى [ 9 ] كه از راه دزپول به حويزه مىرود . و از شهرهاى آنجا سه معمور است : بروجرد و خرمآباد و شاپور خواست و آن در اول شهرى بود و از هر جنس مردم بسيار در آنجا بودند و بغايت معمور و
--> [ 1 ] - عز الدين در سال 716 مرد و زنش متقلد امور شد . ولى چون از عهده بر نيامد ، امور حكومت را به برادر خود عز الدين حسين واگذار نمود و ازين تاريخ امارت شعبهء دوم اين خاندان آغاز مىگردد ، بدين ترتيب : عز الدين حسين از 716 ، شجاع الدين محمود بن عز الدين ، عز الدين حسين بن محمود ( كه با امير تيمور جنگيد ) سيدى احمد بن حسين ، حسين بن احمد ، رستم بن حسين ( اطاعت نسبت بشاه اسماعيل ) 914 ، اغوزخان بن رستم ، جهانگير بن رستم ، رستم بن جهانگير ، محمدى بيك بن جهانگير ، شاهوردى . در زمان او ، در سال 1006 ، شاه عباس بساط حكومت مستقل آنان را بر انداخت و زن و مرد ايشان را كشت . [ 2 ] - ب ، ف : هرير - ق : هومن . [ 3 ] - ب : سياهست و زرد و سرخ نيز . [ 4 ] - ق : بامداد - م : بامدار . [ 5 ] - ق : ماهنر - م : ماهير - ب : مابير - شايد هم همان « مالمير » است . [ 6 ] - سياه گوش حيوانيست از دستهء پستانداران گوشتخوار كه پوست گرانبهائى دارد و به عربى وشق و بفرانسه Lynx و بايطاليائى Lynece خوانده مىشود . رجوع شود به المنجد كه صورت آن را نيز در آخر كتاب آورده . [ 7 ] - ب : سلاحور - ر : سيلاخر - م : سلاخور . [ 8 ] - ف : جزيره . [ 9 ] - ف : جاكيرى - م : كركى - ب : جاكرى .